سایکو: قالب‌ساز آزاد
Wednesday, July 23, 2008

من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش


ابتدا که این به اصطلاح مقالهء پرویز جاهد را در وبلاگ زمانه خواندم فکر کردم به نوشتن نظری بسنده کنم و به سهم ناچیز خودم در انتشار آن سهیم نشوم! اما ظاهراً آدمهای دنباله رو که تا می بینند یک نفر حرفی خلاف نظر جمع زده و فکر می کنند حرف متفاوت هر چه که باشد خوب است و حداقل به درد جلب توجه می خورد هم شروع به تکرار حرفهای این آقای منتقد! کرده اند.

ایشان عنوان کرده اند :" اين عادت ما ايرانی هاست که ضعف های هنرمندان مورد علاقه مان را بعد از مرگ ناديده گرفته و آن را پنهان و لاپوشانی کنيم."

آقای جاهد ! شما به بزرگی خودتان و با فرهنگ فرنگیتان ما فرنگ ندیده ها را ببخشید ! از این به بعد سعی می کنیم این مساله را بپذیریم که فرهنگ ایرانی سرتا پا مایهء ننگ و شرمساری است و از این به بعد هرچه شما فرنگی ها گفتید همان درست است!

اگر احترام گذاشتن به هنرمند و حریم خصوصی اش به خصوص زمانی که تنها از او آثار هنری اش و خاطره ای باقی مانده از نقاط ضعف فرهنگ ایرانی است زنده باد فرهنگ ایرانی.

قبل ازاینکه این مقاله را بنوسید اصلاً با خودتان فکر نکردید که چرا در ایران مردم دربارهء اعتیادشان صحبت نمی کنند ؟ فکر نکردید شاید علت این باشد که اینجا اعتیاد جرم است و معتاد مجرم ؟ نگاه تحقیر آمیز جامعه به معتادین را ندیدید؟ سالهای زیادی نیست که به فرنگستان تشریف برده اید ، به طور طبیعی باید هنوز یادتان باشد که ایران چگونه سرزمینی است !

به این فکر نکردید که خسرو شکیبایی الگوی جوانان و نوجوانان بسیاری بود و علنی نکردن موضوع اعتیاد او عین اخلاق انسانی است ؟ یا شاید انتظار داشتید هنرمندان در مراسم تدفین ایشان میکروفون دست بگیرند و از مردم بخواهند که از سرنوشت خسرو شکیبایی عبرت بگیرند ؟

به این فکر نکردید که فرهنگ سازی (به فرض اینکه کار شما را تلاش غلطی برای فرهنگ سازی بپنداریم) نیاز به هزار و یک زمینه چینی و کارهای زیر بنایی دارد و باید پله پله از لایه های زیرین آن شروع کرد نه اینکه از اعتبار و محبوبیت یک هنرمند برای آزمون و خطا سوء استفاده کنید. که تازه اصلاً مگر فرهنگ سازی در وظایف و تخصص یک منتقد فیلم تعریف شده است؟

اصلاً به چه چیزی فکر می کردید وقتی آن مطلب بی سر و ته را نوشنید ؟ اصلاً به چیزی فکر می کردید؟

مرگ خسرو شکیبایی همزمان شد با نمایش عمومی فیلم "The Dark Knight" با بازی Heath Ledger (ما بیشتر او را با فیلم کوهستان بروکبک می شناسیم) که اعتیاد شدید به هرویین داشت و چند ماه پیش جسدش در آپارتمانش پیدا شد .علت مرگ او زیاده روی تصادفی در مصرف داروهای اعصاب عنوان شد. آقای جاهد ! با در نظر گرفتن تفاوتهای فرهنگی، زرد ترین نشریات دنیا هم با مرگ هیت لجر آنطور که شما با مرگ خسرو شکیبایی برخورد کردید برخورد نکردند . تازه این را هم در نظر بگیرید که هیت لجر هامون یک ملت نبود.

چرا بعضی از دو دین باطل کرده ها اصرار دارند احساس یک ملت را به منطق نداشته شان آلوده کنند؟

اگر شما خیلی نگران "پنهان کاری و رياکاری" هستید چطور است از واکاوی بغض ها و حسرت های فروخوردهء زندگان شروع کنیم ؟

آقای جاهد!نوشتهء شما من را یاد دو دسته از آدمها انداخت ، اول یاد کودکان خردسالی که درجمع بزرگسالان برای جلب توجه وبرای اینکه بزرگتر به نظر برسند یکی از رازهای خانه شان را برملا می کنند ، رازی که برملا شدنش به هیچ دردی نمی خورد و فقط موجب شرمساری پدر و مادری است که آن کودک را پرورش داده اند.

دوم من را به یاد آدمهایی می اندازد که بزرگ ترین افتخارشان رک بودنشان است در حالی که هنوز فرق بین رک بودن و گستاخ بودن را درک نکرده اند.

توصیه می کنم مطلبی که همکارتان معصومه ناصری در وبلاگش نوشته است را بخوانید،برایتان مفید است.شاید در پاسخگویی به شصت نفری که دربارهء مقاله تان نظر داده اند کمکتان کند.

با همهء اینها به یاد داشته باشید این خسرو شکیبایی است که در خاطرهء یک ملت و در تاریخ سینمای یک کشور باقی می ماند و نه کسانی که با سوء استفاده از موقعیت می خواهند از این نمد کلاهی برای خود دست و پا کنند.

به یاد خسرو شکیبایی که وجودش ترجمان عشق و درد یک ملت بود بشنویم :

زخاک من اگر گندم بر آید.... از آن گر نان پزی مستی فزاید